اختلافی ساده بر سر صدای بلند تلویزیون، شامگاه یکشنبه در جنوبشرق پایتخت به درگیری مرگباری انجامید جوان آنلاین: اختلافی ساده بر سر صدای بلند تلویزیون، شامگاه یکشنبه در جنوبشرق پایتخت به درگیری مرگباری انجامید که طی آن مرد ۶۳سالهای با ضربه چاقوی نوهاش، جان باخت و عامل حادثه ساعاتی بعد بازداشت شد.
ساعت ۱۷ روز یکشنبه پنجم بهمن مسئولان بیمارستانی در یکی از خیابانهای جنوب شرقی پایتخت به مأموران پلیس خبر داد، مرد میانسال زخمی که برای درمان به بیمارستان منتقل شدهبود، فوت کرد.
کشف جسد مرد ۶۳ ساله با ضربه چاقو
با اعلام این خبر، تیمی از مأموران کلانتری بیسیم به بیمارستان رفتند و در آنجا با جسد مرد ۶۳ سالهای به نام بهرام روبهرو شدند که با ضربه چاقویی به قلبش به قتل رسیدهبود. بدین ترتیب قاضی غلامحسین صادقزاده، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در محل تحقیقات خود را آغاز کرد.
درگیری مرگبار در خانه دختر مقتول
مأموران دریافتند مقتول دو ساعت قبل در خانه دخترش در درگیری با نوهاش زخمی میشود و پس از انتقال به بیمارستان، بر اثر شدت خونریزی به کام مرگ میرود.
پسر مقتول که حادثه را به پلیس خبر دادهبود، گفت: «پدرم میهمان خانه خواهرم بود که دو ساعت قبل دامادمان تماس گرفت و گفت پسرش به او خبر داده برای پدرم حادثهای رخ دادهاست و نیاز به کمک دارد. نگران شدم و به سمت خانه خواهرم به راه افتادم و همزمان با دامادمان به خانه رسیدیم. جلوی در ورودی آپارتمان با پیکر نیمه جان پدرم روبهرو شدیم که دستش را روی سینهاش گذاشته بود و تمام بدنش هم آغشته به خون بود. معلوم بود پدرم از ناحیه سینه با جسم نوک تیزی زخمی شدهاست. پدرم که نیمه جان بود، به ما گفت که با نوهاش پیمان درگیر شده و او با چاقو ضربهای به قفسه سینهاش زدهاست. پدرم به سختی خودش را جلوی در رساندهبود تا درخواست کمک کند و ما او را به سرعت به بیمارستان منتقل کردیم، اما دو ساعت بعد او فوت کرد.»
دستگیری متهم در کمتر از ۲۴ ساعت
همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی، پیمان به دستور بازپرس جنایی به عنوان مظنون به قتل پدر بزرگش تحت تعقیب قرار گرفت. مأموران متوجه شدند قاتل پس از حادثه به مکان نامعلومی گریختهاست.
تلاش برای دستگیری متهم ادامه داشت تا اینکه در کمتر از ۲۴ ساعت مأموران مخفیگاه او را در خانه یکی از بستگانش شناسایی و ظهر روز دوشنبه ششم بهمن متهم را بازداشت و به اداره پلیس منتقل کردند.
اعتراض به صدای تلویزیون
متهم در بازجوییها با اظهار پشیمانی به قتل پدر بزرگش اعتراف کرد. وی در توضیح حادثه گفت: «روز حادثه من در خانه تنها بودم و پدر و مادرم برای انجام کاری بیرون بودند. پدربزرگم به خانه ما آمد و وقتی فهمید سینک ظرفشویی خراب است، تصمیم گرفت آن را تعمیر کند.»
متهم ادامه داد: «او انتظار داشت من کمکش کنم، اما من تلویزیون تماشا میکردم و صدای تلویزیون هم زیاد بود. او به صدای بلند تلویزیون اعتراض کرد و زیر لب غر میزد و دنبال بهانهای بود با من مشاجره کند، اما من به درخواست پدربزرگم اهمیتی ندادم. غرغر او مرا عصبانی کرد و فهمیدم او نتوانسته سینک ظرفشویی را تعمیر کند. به پدر بزرگم اعتراض کردم و او دو سیلی به من زد. بیشتر عصبانی شدم و یک لحظه فکرم از کار افتاد و چشمم به چاقوی روی میز آشپزخانه افتاد. آن را برداشتم و در حالی که خون به مغزم نمیرسید، ضربهای به سینه پدر بزرگم زدم.»
فرار پس از جنایت و ابراز پشیمانی
متهم در پایان گفت: «پدربزرگم غرق در خون روی زمین افتاد و تازه متوجه شدم چه حادثهای را رقم زدهام. خیلی پشیمان شدم و بلافاصله با پدرم تماس گرفتم و او را در جریان حادثه قرار دادم، اما از ترس فرار کردم. چند ساعتی در کوچه و خیابان و پارک پرسه زدم و بعد به خانه یکی از بستگانم رفتم و در آنجا مخفی شدم تا اینکه بازداشت شدم. من قصد قتل پدر بزرگم را نداشتم و الان خیلی پشیمان هستم.ای کاش آن لحظه میتوانستم خشمم را کنترل کنم تا الان قاتل پدربزرگم نبودم.»
متهم پس از اعتراف، به دستور قاضی صادقزاده برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.